
مراسم سوگواری بمناسبت سالروز شهادت امام جواد (ع)
شب جمعه از نماز مغرب وعشاء
با سخنرانی حاج آقا آقازاده
درمسجد جامع مرانک برگزار میشود
در تـاریـخ شهادت نهمین امام شیعه حضرت جوادالائمه علیه السلام روایات گوناکونی وارد شده است،
چنانکه مسعودى، روز شهادت حضرت را در پنجم ذى الحجه سال 219 ه.ق می داند، (1) اما طبق مشهورترین روایات،
عروج ملکوتی ایشان در آخر ماه ذى القعده سال 220 هجرى قمری بوده است، و در آن هنگام از سن شریفش تنها 25 سال و چند ماه گذشته بود.
معمولاً پس از رحلت یک امام به دلیل مشکلاتی که به وجود میآمد تا مدّت زمانی ارتباط شیعیان با امام بعدی بسیار محدود میشد.
حتی وکلای آن حضرت هم که در بلاد اسلامی حضور داشتند، برقراری ارتباطشان با امام، با دشواریهایی روبرو میشد
نهمین امام شیعه حضرت امام محمد تقى علیه السلام در كودكى عهده دار امر رهبری و امامت جامعه اسلامی شدند
و در همان زمان دانش سرشار آن بزرگوار دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشت.
مناظرات علمی آن حضرت با شخصیتهای بزرگ جهان اسلام و فتواهای دقیق ایشان در مسائل گوناگون علمی،
در تاریخ پربار علم همچون خورشیدی تابان بر تارک مکتب پویای تشیع می درخشد.
شیعه، تحت تاثر تعالیم والی عترت رسول خدا علیهم السلام و به جهت پاى بندی به سیره قرآن مبنی بر اعتماد
بر عقل و تسلیم در برابر داورى آن در اعتقادات، ممتاز گشته است. این فرقه همواره از شناخته شده ترین فرق،
و داراى رساترین برهان و سرسخت ترین مواضع در صحنه درگیرى هاى فكرى بوده است.
در دوران خلافت عباسیان عظمت فكرى شیعه بدان حد رسیده بود كه حكومت ناچار شد با مقتداى آنان
، یعنى امام رضا علیه السلام (بصورت بیعت گرفتن براى ولایت عهدى) سازش كند
. این سازش، نشانه میزان توان و نفوذ این مکتب، و تاثیر اندیشه های آن در میان مردم و در موضع گیرى هایشان مى باشد
امام جواد(ع) بر منبر رسول الله(ص) رفت و فرمود: «من محمدبن علی الجواد هستم. من نسب های همه مردم را می دانم،
چه مردمی که به دنیا آمده اند و چه مردمی که به دنیا نیامده اند. ما این علم را قبل از این که عالم هستی خلق شود،
داشته ایم و بعد از فنای عالم هستی نیز این علم را داریم. اگر نبود تظاهر اهل باطل، حکومت اهل گمراهی و
شک مردم عوام؛ چیزهایی می گفتم که همه از اولین و آخرین را به تعجب وامی داشت.
چگونگی شهادت:
معتصم، خلیفه عباسی و جعفر، پسر مأمون، سمی را در انگور تزریق کردند و برای ام فضل فرستادند.
ام فضل نیز آن را در میان کاسه ای گذاشت و جلو امام جواد علیه السلام نهاد و از آن انگور بسیار توصیف کرد.
سرانجام آن حضرت از انگور خورد و طولی نکشید که آثار سم را در خود احساس کرد.
در همان حال ام فضل پشیمان شد و گریه کرد. حضرت به او فرمود: «چرا گریه می کنی؟ اکنون گریه تو سودی ندارد.
ین را بدان که به سبب ین جنیت، به چنان دردی مبتلا می شوی که هرگز علاج ندارد و چنان به تنگدستی افتی که جبران پذیر نباشد»
بر اثر نفرین آن حضرت، ام فضل به دردی بیمار شد که همه اموالش را در راه معالجه آن مصرف کرد،
ولی سودی نبخشید و با نکبت بارترین وضع به هلاکت رسید. برادرش جعفر نیز در حال مستی به چاه افتاد و جسد بی جانش را از چاه بیرون آوردند
برچسب:
نویسنده: حسین رفیعی
تاريخ: چهارشنبه
17 شهريور
1395 ساعت: 5:54